وقتی با توپولوف به استقبال آنفولانزای خوکی میروید نوشتن وصیت نامه از  واجبات عقلی است  ....... "قال خودم"

 

وصیت نامه لوچی به فرزندش:

۱- فرزندم سعی کن در ایران به دنیا نیایی و اگر به دنیا آمدی در ایران نمانی.

۲- اگر خواستی در ایران به دنیا بیایی و بمانی ،سعی کن زندگی کنی باوجود همه بهانه ها.

۳- کمترفکر کن و بیشتر عمل کن (چرا که عمله ی بیفکر به از فکور بی عمل است).

۴-  کمتر از تجربه دیگران استفاده کن وسعی کن خودت تجربه کنی.

۵- خودت و دیگران را زیاد جدی نگیر.

۶- مرتبا ساختارهای ذهنیت را تغییر بده،هیجان انگیز است.

۷- فرزندم زیاد اشتباه کن ولی هر اشتباه را یکبار انجام بده.

۸- فرزندم زیاد حرف نزن ! در بیکلامی بسی لذت است.

۹- بدان که نوعی از حماقت زندگی را آسان میکند و داشتنش نوعی هوش اکتسابی محسوب میشود .

۱۰- فرزندم نگذار دیگران به جای تو زندگی کنند تا نخواهی جای دیگران زندگی کنی.

۱۱- با افراد بی ادعا هم صحبت شو تا ذائقه ات در انتخاب دوست افزایش یابد.

۱۲-فرزندم بدان که "انتقاد سازنده" لغتی جهان سومی است چون همه وقتت را صرف اصلاح دیگران میکنی و بقیه صرف اصلاح تو   و در نهایت هیچ یک نظر دیگری را نمپذیرید،پس به جای آن تواناییهای دیگران را تشویق کن.

۱۳- همه را خاکستری ببین و کمتر قضاوت کن.

 ۱۴- فرزندم علت کارهایی که به تو مربوط نیست جویا نشو ،برای خودت میگویم ،راحت تری!

۱۵- بدان که بدقانونی بهتر از بی قانونی است

۱۶- فرزندم دو میوه را با احتیاط مصرف کن: لیموشیرین و خرمالو

 

 والسلام

لوچی